|
به داریوش قنبری وغم هایش در این روزگار تا وقتي جهل كدخدا مي ماند اين طايفه در رنج و بلا مي ماند بيهوده تلاش مي كني دكتر جان! اين درد هميشه بي دوا مي ماند آخرين بار كه دکتر قنبري را ديدم ده روز مانده به مرحله دوم انتخابات در رستوراني در تهران بود گويا سال نود به اندازه ي ده سال او را شكسته و پير كرده بود قنبري را نمونه ي يك ايلامي رنج كشيده ومعترض و البته آگاه و مصمم وشجاع مي دانم و معتقدم بيشتر از انتظار ما بود در بهارستان و حالا هم نبايد مي آمد ................................................................................................................................................... ...................................................................................................................................................
سفرنامه ی تصویری ام را در سفر به زادگاهم در این آدرس ببینید:
اينروزها حال متفاوتي را تجربه ميكنم چقدر بي شباهتم به جواني كه هفت صبح تا هفت شب مشغول كار و كلاس است وچقدر نزديك به كسي كه غروب خسته و بي قرار به اتاقش مي رسد و به كتاب هاي شعر پناه مي برد تهران را با تمام سختي هاش دوست دارم و در اين همه شلوغي لحظه ای من وتنهایی دست های هم را رها نمی کنیم. روزگار غريبي ست نازنين!... ايكاش كه سوداي سرم دريا بود هم صحبت چشمان ترم دريا بود هر روز در آغوشش غرقم می کرد ايكاش كه دوست دخترم دريا بود
نرو بمان که دلم تنگ می شود بی تو نگاه پنجره بی رنگ می شود بی تو ناصر فیض تاریکی یک غار بغل کرد مرا با وحشت و آزار بغل کرد مرا دیشب بعد از رفتن تو پشت سرت بم بودم و آوار بغل کرد مرا
دل تو سنگ به قدر شکستن من نیست تو پاره ی تنمی پاره ی من آهن نیست مهدی فرجی کمتر غم بر شانه ی غمهام بذار! یا سر به سر این دل رسوام بذار! اینقدر به تنهایی من گیر نده ای عشق! فقط برو و تنهام بذار!
به یاد کسی که مثل هیچ کس نبود با شوق عبوری دیگر می رفتی با بال شکسته ات سفر می رفتی گفتی پرواز را بخاطر بسپار! ای کاش پرنده دیرتر می رفتی
دورم بصورت از در دولت سرای تو حافظ از دور شبیه ماه بر مردابی بر خلوت خاموش شبم می تابی این فاصله نزدیکترت کرد به من هر شب تو میان دل من می خوابی ................................................................................ آسیب شناسی انتخابات مجلس در ایلام را دوستان عزیز ایلامی می توانند در این آدرس از من بخوانند: http://www.peikeilam.blogfa.com ............................................................................................................................ نامه ی فروغ فرخ زاد به احمد رضا احمدی را در ادامه مطلب بخوانید
دوست شاعر جناب میرانی عزیز در وبلاگ شعر ایلام به معرفی بنده پرداختند که در این آدرس دوستان می توانند بخوانند http://shereilam.persianblog.ir/ معشوقه ی شاعران درباری بود چشمت که پر از قهوه ی قاجاری بود تنها دل و روزگار ما را که نسوخت این مست همیشه در تبه کاری بود ................................................................................................................................. ................................................................................................................................... مجموعه دوبیتی های زیبای شاعر دوست و همشهری ام اسلام انصاری فر با نام (تو را می ریزد این باران)توسط انتشارات زانا منتشر شد که دوستان عزیز این کتاب را می توانند در کتابفروشی های زیر تهیه کنند: کتاب فروشی خانه شاعران ایران:تهران.روبروی دانشگاه تهران.پاساژ فروزنده کتاب فروشی دفتر شعر جوان.باز در پاساژ فروزنده ايلام- ميدان انقلاب- نوشتافزار سهرابي ايلام- خ شهيد كمر كمرزاده-پشت اداره تأمين اجتماعي استان- فروشگاه محصولات فرهنگي ميلالي بدره- بلوار امام خميني(ره)- جنب بانك سپه- نوشتافزار رشد
گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس شیرها خاطرشان هست که آهوی منی! مهدی فرجی از چشم تو پیچیده سؤالی در شهر افتاده عجیب شور و حالی در شهر بیرون نرو از خانه که مردم گویند ای وای چه می کند غزالی در شهر؟ تو دلواپسی هرشب شاعر هستی زیبا و پریشان و خیال انگیزی گلچین غزل های معاصر هستی عشق بی تابی ِ جان ِ جویباران بودی امروز به شهر آمدی و دیدم که زنبیل ترانه های باران بودی همنشین همیشه به روحم هم پیامک می زند عشق اگر يك لحظه غافل باشم از او دل بي طاقتش لك مي زند عشق
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست حسین منزوی شاید که گناه چشم هایت باشد زندان دلم اگر که جایت باشد در من قدم آهسته بزن می ترسم یک درد عمیق زیر پایت باشد
شاعر نه هوای یار و همسر دارد نه اینکه مدام چشم بر در دارد ای عشق برو از کاشان می ترسم تنهایی سهراب ترک بر دارد! .....مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من! نقاشی دخترک یک خانه پر از ترانه باید بکشی! در باغچه اش جوانه باید بکشی! بخاطر روزهای پیری پدر یک پارک کنار خانه باید بکشی!
|
About![]()
من کُردم و سرمستم،کُردانه سلح بستم Archivesهفته چهارم اردیبهشت 1391هفته اوّل اردیبهشت 1391 هفته چهارم فروردین 1391 هفته سوم اسفند 1390 هفته اوّل اسفند 1390 هفته سوم بهمن 1390 هفته چهارم دی 1390 هفته دوم دی 1390 هفته چهارم آذر 1390 هفته سوم آذر 1390 هفته اوّل آذر 1390 هفته چهارم آبان 1390 هفته دوم آبان 1390 هفته سوم مهر 1390 هفته چهارم شهریور 1390 هفته چهارم مرداد 1390 هفته سوم مرداد 1390 هفته سوم تیر 1390 هفته سوم خرداد 1390 هفته دوم خرداد 1390 هفته سوم اردیبهشت 1390 هفته اوّل اردیبهشت 1390 هفته چهارم فروردین 1390 هفته سوم فروردین 1390 هفته چهارم اسفند 1389 هفته چهارم بهمن 1389 هفته دوم بهمن 1389 هفته چهارم دی 1389 هفته دوم دی 1389 هفته چهارم آذر 1389 هفته چهارم آبان 1389 هفته دوم آبان 1389 هفته دوم مهر 1389 هفته اوّل شهریور 1389 هفته سوم مرداد 1389 هفته دوم مرداد 1389 آرشيو Links
یادداشت هایم |