تبليغاتX
زنبیل ترانه های باران

زنبیل ترانه های باران

   

   به داریوش قنبری وغم هایش در این روزگار

 

تا وقتي جهل كدخدا مي ماند

اين طايفه در رنج و بلا مي ماند

بيهوده تلاش مي كني دكتر جان!

اين درد هميشه بي دوا مي ماند

 

آخرين بار كه دکتر قنبري را ديدم ده روز مانده به مرحله دوم انتخابات در رستوراني در تهران بود گويا سال نود به اندازه ي ده سال او را شكسته و پير كرده بود قنبري را نمونه ي يك ايلامي رنج كشيده ومعترض و البته آگاه و مصمم وشجاع مي دانم و معتقدم بيشتر از انتظار ما بود در بهارستان و حالا هم نبايد مي آمد

...................................................................................................................................................

................................................................................................................................................... 

 سفرنامه ی تصویری ام را در سفر به زادگاهم در این آدرس ببینید:

http://rizevand.blogfa.com/

 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت16:18توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

 

اينروزها حال متفاوتي را تجربه ميكنم چقدر بي شباهتم به جواني كه هفت صبح تا هفت شب مشغول كار و كلاس است وچقدر نزديك به كسي كه غروب خسته و بي قرار به اتاقش مي رسد و به كتاب هاي شعر پناه مي برد تهران را با تمام سختي هاش دوست دارم و در اين همه شلوغي لحظه ای من وتنهایی دست های هم را رها نمی کنیم. روزگار غريبي ست نازنين!... 

 

ايكاش كه سوداي سرم دريا بود

هم صحبت چشمان ترم دريا بود

هر روز در آغوشش غرقم می کرد 

ايكاش كه دوست دخترم دريا بود

 

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت9:15توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

نرو بمان که دلم تنگ می شود بی تو

نگاه پنجره بی رنگ می شود بی تو

ناصر فیض

 

 

تاریکی یک غار بغل کرد مرا

با وحشت و آزار بغل کرد مرا

دیشب بعد از رفتن تو پشت سرت

بم بودم و آوار بغل کرد مرا

 

 

 

+نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت22:55توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

دل تو سنگ به قدر شکستن من نیست

تو پاره ی تنمی پاره ی من آهن نیست

مهدی فرجی

 

 

کمتر غم بر شانه ی غمهام بذار!

یا سر به سر این دل رسوام بذار!

اینقدر به تنهایی من گیر نده

ای عشق! فقط برو و تنهام بذار!

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت22:49توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

به یاد کسی که مثل هیچ کس نبود 

 

 

با شوق عبوری دیگر می رفتی

با بال شکسته ات سفر می رفتی

 

گفتی پرواز را بخاطر بسپار!

ای کاش پرنده دیرتر می رفتی

 

 

 

+نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت22:20توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

 دورم بصورت از در دولت سرای تو
لیکن به جان و دل ز مقیمان درگهم

حافظ

 

 

از دور شبیه ماه بر مردابی

بر خلوت خاموش شبم می تابی

 

این فاصله نزدیکترت کرد به من

هر شب تو میان دل من می خوابی

 

 

................................................................................

 

آسیب شناسی انتخابات مجلس در ایلام را دوستان عزیز ایلامی  می توانند در این آدرس از من بخوانند:           

 http://www.peikeilam.blogfa.com 

 

............................................................................................................................

نامه ی فروغ فرخ زاد به احمد رضا احمدی را در ادامه مطلب بخوانید 

 


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت10:12توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

دوست شاعر جناب میرانی عزیز در وبلاگ شعر ایلام به معرفی بنده پرداختند که در این آدرس دوستان می توانند بخوانند

http://shereilam.persianblog.ir/

 

 

معشوقه ی شاعران درباری بود

چشمت که پر از قهوه ی قاجاری بود

 

تنها دل و روزگار ما را که نسوخت

این مست همیشه در تبه کاری بود

 

 .................................................................................................................................

...................................................................................................................................

 

 

مجموعه دوبیتی های زیبای شاعر دوست و همشهری ام اسلام انصاری فر با نام (تو را می ریزد این باران)توسط انتشارات زانا

منتشر شد که دوستان عزیز این کتاب را می توانند در کتابفروشی های زیر تهیه کنند:

کتاب فروشی خانه شاعران ایران:تهران.روبروی دانشگاه تهران.پاساژ فروزنده

کتاب فروشی دفتر شعر جوان.باز در پاساژ فروزنده

ايلام- ميدان انقلاب- نوشت‌افزار سهرابي

ايلام- خ شهيد كمر كمرزاده-پشت اداره تأمين اجتماعي استان- فروشگاه محصولات فرهنگي ميلالي

بدره- بلوار امام خميني(ره)- جنب بانك سپه- نوشت‌افزار رشد

 

 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت22:12توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

گوش تا گوش به صحرا بخرام و نهراس

شیرها خاطرشان هست که آهوی منی!

مهدی فرجی

 

 

از چشم تو پیچیده سؤالی در شهر

افتاده عجیب شور و حالی در شهر

 

بیرون نرو از خانه که مردم گویند

ای وای چه می کند غزالی در شهر؟

 

 

 

 

تو


اینگونه که درعشق مسافرهستی

دلواپسی هرشب شاعر هستی

 

زیبا و پریشان و خیال انگیزی

گلچین غزل های معاصر هستی

 

 

 

عشق


  ای عشق! شباهنگ بهاران بودی

  بی تابی ِ جان ِ جویباران بودی

 

  امروز به شهر آمدی و دیدم که

  زنبیل ترانه های باران بودی

 

 

 

همنشین همیشه 


به قلبم دائما تک می زند عشق

به روحم هم پیامک می زند عشق

اگر يك لحظه غافل باشم از او

دل بي طاقتش لك مي زند عشق

 

 

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت21:18توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست

آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست

حسین منزوی 

  

 

شاید که گناه چشم هایت باشد

زندان دلم اگر که جایت باشد

 

در من قدم آهسته بزن می ترسم

یک درد عمیق زیر پایت باشد

 

 

 

+نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت20:45توسط محسن زارعی ریزوندی | |

 

                                                         

شاعر نه هوای یار و همسر دارد

نه اینکه مدام چشم بر در دارد

ای عشق برو از کاشان می ترسم

تنهایی سهراب ترک بر دارد!

 

    .....مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من!

 

 

 

 

نقاشی دخترک

یک خانه پر از ترانه باید بکشی!

در باغچه اش جوانه باید بکشی!

بخاطر روزهای پیری پدر

یک پارک کنار خانه باید بکشی!

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت21:1توسط محسن زارعی ریزوندی | |